نکته دیگری که در مشخصات خواهان باید مدنظر قرار گیرد، مسئله ذینفع بودن است. خواهان، که آغازگر دعوا به شمار میرود، باید در دادگاه نشان دهد که در موضوع دعوا ذینفع است و نتیجه دعوا باید مستقیماً بر او تأثیر بگذارد. مثلا ادعا کردهاند که پدرشان در قید حیات است و اموالش را به نام یکی از برادرانش منتقل کرده است و او میخواهد مطالبهگری کند، در حالی که او در این صورت ذینفع در دعوا محسوب نمیشود.
بحث ذینفعی در دعاوی بسیار مهم است. برای مثال، اگر سند تجاری در وجه یک شخص معین صادر شده باشد، تنها آن شخص میتواند اقامه دعوا کند. اگر فرد دیگری به دادگاه مراجعه کند، او ذینفع نیست مگر این که زنجیره مالکان یا ظهرنویسی درست برقرار شده باشد. همچنین ضروری است که ذینفع بودن فرد در دعوا فعلیت داشته باشد. برای مثال، در اسناد تجاری، اگر در قسمتی از سند ذکر شود که بابت تضمین یک قرارداد صادر شده، باید ثابت شود که آن شرط یا عملکرد مدنظر محقق شده است. به عنوان نمونه، اگر سندی بابت تضمین کاری صادر شده باشد، باید نشان دهید که شخص مورد نظر، کار را به درستی انجام نداده است یا تضمینی که در سند ذکر شده، تحقق نیافته است. برخی ممکن است بپرسند که آیا میتوانیم اسناد تجاری را به عنوان تضمین صادر کنیم یا نه، که این بحث فعلاً موضوع ما نیست.
در هر حال، هر موضوعی که مرتبط با تعهد باشد، باید مورد توجه قرار گیرد. نکته دیگری در زمینه ذینفع وجود دارد: خواهان باید مستقیماً و بهطور شخصی از اقامه دعوا برخوردار باشد. برای مثال، شخصی ادعا میکرد مستاجر یک مغازه است و در اثر مشکلاتی که به دلیل خدمات ناکافی از اداره آب و فاضلاب به وجود آمده بود، خسارتی به مغازهاش وارد شده و او میخواسته درخواست خسارت کند. در این مورد، سوال این بود که آیا مستاجر حق مطالبه خسارت دارد یا خیر؟ جواب این است که مستاجر به عنوان مالک منافع مغازه نمیتواند خساراتی که به عین مغازه وارد شده است را اقامه دعوا کند.
یا مثلا مردی گوشی همسرش را به یک تعمیرکار داده و پس از چند روز که برای دریافت گوشی مراجعه کرده، تعمیرکار ادعا کرده که گوشی را به او نداده است. سوال این است که آیا مرد در این دعوا ذینفع است یا خیر؟ پاسخ واضح است، چون گوشی متعلق به همسرش است و او ذینفع محسوب میشود.
موضوع ذینفع بودن باید با دقت بررسی شود. اخیراً پروندهای وجود داشت که در آن فردی درخواست ابطال وصیتنامهای را مطرح کرده بود، در حالی که سایر وراث متوفی نیز زنده بودند و لازم است به ذینفع بودن تمامی آنها توجه گردد. همچنین، اهلیت خواهان از اهمیت بالایی برخوردار است و باید مشخص شود که چه کسی به عنوان «خواهان» معرفی خواهد شد.
شخصیت حقوقی خواهان نیز باید مدنظر قرار گیرد. در بخشی از دادخواست، مشخصات مربوط به خوانده، یعنی کسی که علیه او اقامه دعوا شده، باید بهطور دقیق ذکر شود. خوانده نیز میتواند شخص حقیقی یا حقوقی باشد. نام و نام خانوادگی و اقامتگاه خوانده باید در دادخواست درج شود و بر طبق ماده ۵۱ قانون دادرسی مدنی، ثبت این اطلاعات الزامی است.


