مهارتهای سخت چه معنایی دارند؟ مهارتهای سخت به مجموعهای از مهارتهای فنی و تکنیکی اشاره دارند که افراد برای انجام یک شغل خاص به آنها نیاز دارند. این مهارتها معمولاً از طریق تحصیلات اولیه به دست میآیند و سپس در خلال تجربه و کار عملی تقویت و توسعه پیدا میکنند.
بهعنوان مثال، یک مدیر مالی باید دارای مهارتهای فنی خاصی باشد. او باید با استانداردهای حسابرسی آشنا باشد و توانایی ثبت هزینهها را به خوبی بداند. همچنین، این مدیر باید قوانین مالیاتی و قوانین مرتبط با تأمین اجتماعی را بشناسد و قادر باشد در موقعیتهای شغلی خود از این دانش به درستی استفاده کند.
در مورد مشاوران حقوقی نیز، داشتن دانش حقوقی در حوزههای مربوط به کسبوکار ضروری است. آنها باید از این دانش برای تحلیل و ارزیابی مسائل و پاسخگویی به پرسشهای مرتبط با کسبوکار استفاده کنند. مهارتهای سخت در صنایع و مشاغل مختلف متفاوت هستند و این ویژگیها به تمایز بین آنها کمک میکند.
از سوی دیگر، مهارتهای نرم به ویژگیها و توانمندیهای عمومی و شخصی اشاره دارند که در بسیاری از مشاغل مشترک هستند. این مهارتها شامل تواناییهای اجتماعی، مدیریتی و اجرایی هستند و به فرد کمک میکنند تا روابط کاری مؤثری با همکاران و ذینفعان برقرار کند؛ بهعبارتی، این مهارتها به مدیریت پروژهها و تیمها کمک میکنند. مهارتهای نرم شامل مدیریت، برقراری ارتباط و مدیریت زمان هستند و در بین مشاغل مختلف معمولاً مشترکاند. اما ممکن است نیازها و اولویتها برای هر شغل متفاوت باشد.
بهعنوان مثال، یک مدیر حقوقی باید بتواند تیم خود را مدیریت کند. حال آنکه تیم حقوقی معمولاً شامل تعداد محدودی از افراد است، اما در بخشهایی مانند عملیات که ممکن است تیمی بزرگتر از 80 یا 100 نفر داشته باشد، نیاز به مهارتهای مدیریتی پیچیدهتری احساس میشود.
در این مقاله، قصد داریم درباره مهارتهایی که برای موفقیت در مشاوره حقوقی در کسبوکارهای دیجیتال نیاز داریم، سخن بگوییم. همچنین به بررسی مهارتهای سخت و عناوین مختلف حقوقی در حوزه کسبوکارهای دیجیتال خواهیم پرداخت. این لیست به هیچ وجه کامل نیست و میتواند بسته به صنایع مختلف گسترش یابد. سعی میکنم در حین بیان موارد، نظرات حقوقی و مثالهایی را نیز ارائه کنم.
یکی از حوزههای کلیدی که یک حقوقدان برای موفقیت در کسبوکارهای دیجیتال به آن نیاز دارد، حقوق واسطهگری است. این حقوق ممکن است شامل دلالی و مسائل مشابه باشد. اهمیت این حوزه حقوقی در این است که بسیاری از کسبوکارهای دیجیتال پلتفرمهایی را ایجاد میکنند که امکان تعامل و تبادل میان بازیگران مختلف را تسهیل میکند. بهطور مثال، در سیستمهای تاکسی اینترنتی، سه بازیگر اصلی وجود دارند: مسافر، راننده و پلتفرم. این پلتفرم نقش واسطه را ایفا میکند و ارتباط میان مسافر و راننده را برقرار میکند.
در این حالت، زمانی که مسافر درخواستی برای سفر ارائه میدهد، یک نوع ایجاب انجام میشود و با پذیرش آن توسط راننده، قرارداد نانوشتهای بین آنها شکل میگیرد. این پلتفرم بهعنوان واسط، کمیسیون خاصی از کرایه سفر دریافت میکند. همچنین، این نکته حائز اهمیت است که این پلتفرم بهخودیخود مسئولیتی در قبال خدمات ارائهشده ندارد و تنها متصدی راننده را به مسافر معرفی میکند. این عوامل میتوانند تأثیرات حقوقی پیچیدهای مانند مسئولیتهای قانونی در حین سفر و نیاز به مجوزهای خاص را به همراه داشته باشند.
در نهایت، حقوق واسطهگری یکی از مهمترین حوزههای حقوقی است که یک وکیل در حوزه استارتاپها باید بر آن تسلط داشته باشد. در این زمینه به دکتر خسروانی متخصص در زمینه حقوق و قوانین کسب و کار اینترنتی مراجعه کنید یا تماس بگیرید.
دومین موضوع و رشتهای که یک وکیل استارتاپی باید به آن تسلط داشته باشد، به وضوح و مشخصتر قابل تشخیص است. این مسئله به پلتفرم یا محیطی که برای تبادل و تعامل بازیگران صنعت فراهم میشود، مرتبط است. این پلتفرمها معمولاً در قالب یک اپلیکیشن یا وبسایت نمایان میشوند و تمامی داراییهای این شرکتها، به خصوص استارتاپها، از نوع داراییهای فکری است. این داراییها شامل اپلیکیشن، وبسایت، دامنه، نام و علامت تجاری، کدهای منبع، الگوریتمها، پایگاههای داده و مسائل مشابه هستند. بهعبارت دیگر، در حالی که یک شرکت صنعتی ممکن است دارای کارخانه و خطوط تولید باشد، در یک استارتاپ این داراییها به شکل داراییهای فکری و دیجیتال تجلی پیدا میکنند. بنابراین، حفاظت از این داراییها اهمیت زیادی پیدا میکند و از این رو حقوق مالکیت فکری در این شرکتها بسیار حائز اهمیت است. ادامه این مطلب را در قسمت سوم مشاوره حقوقی شرکتهای کسب و کار اینترنتی و استارتاپ ها پیگیری کنید همچنین میتوانید برای مشاوره در این زمینه به حمید خسروانی عضو مرکز وکلا قوه قضاییه مراجعه کنید.


