آیین دادرسی کیفری به چه معناست و چه موضوعاتی را در بر میگیرد؟ در اینجا قصد داریم به توضیحاتی کلی درباره این مبحث بپردازیم و سپس به جزئیات بیشتری در مقالات دیگر بپردازیم.
آیین دادرسی کیفری مجموعهای از مقررات و قوانین است که موضوعاتی چون کشف جرم، تعقیب، تحقیقات مقدماتی، صلح میان طرفین، شیوه رسیدگی، صدور آراء، طرق اعتراض و اجرای آراء، تعیین وظایف و اختیارات مقامات قضایی و سایر نهادهای دادگستری و همچنین رعایت حقوق متهم و جامعه را تحت پوشش قرار میدهد.
آیین دادرسی کیفری بهطور کلی به شیوههای قانونی اشاره دارد و این شیوهها بیشتر جنبه شکلی دارند، اگرچه ممکن است چند ماده ماهوی نیز شامل شوند. به عبارت دیگر، این نوع قوانین مشخص نمیکند که چه عملی جرم است بلکه تعیین میکند که چگونه باید از نظر شکلی به آن رسیدگی شود، به طور مثال تعیین میکند که چه دادگاهی باید رسیدگی کند یا ضابطین باید چه اقداماتی انجام دهند.
در مبحث کیفری، فرآیند بررسی یک جرم به پنج مرحله تقسیم میشود: کشف جرم، تعقیب متهم، تحقیقات مقدماتی، رسیدگی در دادگاه و اجرای حکم. حال اگر بخواهیم جزئیات بیشتری درباره این مراحل بررسی کنیم، باید توجه کنیم که هر یک از این مراحل چه شرایط و ویژگیهایی دارند.
در نهایت، یکی از مهمترین ارکان این مبحث، ضابطان قضایی و نیروی انتظامی است که معمولاً مسئول اجرای دستورات مقامات قضایی هستند. به عبارت دیگر، در مواقعی که نیازی به مداخله فوری باشد، ضابطان بدون نیاز به دستور مقام قضایی میتوانند اقدام کنند تا از وقوع شرایط خطرناک جلوگیری کنند. بنابراین، قانونگذار اختیاراتی برای ضابطان تعریف کرده است تا در مواقع ضروری بتوانند به سرعت عمل کنند.
حال، بیایید به مفهوم “تعقیب” بپردازیم؛ تعقیب به معنای این است که فردی را تحت پیگرد قانونی قرار دهیم و از دادسرا و دادگاه بخواهیم که مراحل تحقیق مقدماتی و محاکمه را انجام دهند. در حقیقت، تعقیب به معنای درخواست برای تحت پیگرد قرار دادن یک نفر است و این وظیفهای است که به دادستانی محول میشود. دادستان به نوعی مأمور تعقیب عمومی است و میتواند از هر شخصی شکایت کند.
حال، تحقیقات مقدماتی و رسیدگی به پرونده چیست؟ برای توضیح این مفاهیم، تصور کنید که یک وزیر روزانه تعداد زیادی نامه از مردم دریافت میکند که حاوی پیشنهادات و انتقادات است. این وزیر نمیتواند همه نامهها را بهطور همزمان بخواند، بنابراین افرادی را انتخاب میکند تا نامهها را بررسی کرده و موارد مهم و ارزشمند را برای او ارسال کنند. در اینجا، این افراد مشابه دادسرای مقدماتی هستند که وظیفه بررسی مدارک و شواهد را قبل از ارجاع پرونده به دادگاه بر عهده دارند.
تحقیقات مقدماتی به همین شکل عمل میکند ؛ بهجای اینکه بلافاصله فردی را به دادگاه بفرستیم، یک نهاد به نام دادسرا تشکیل شده است که ابتدا موارد را بررسی میکند. این دادسرا مانند مدیر در مثال ما عمل میکند و از بین متهمانی که شکایتشان به ثبت رسیده، ممکن است تعداد زیادی را به دلیل نداشتن شواهد کافی رد کند و تنها مواردی با قرائن قوی را برای دادگاه ارسال کند. بنابراین تحقیقات مقدماتی فرایند اولیهای است که کمک میکند تا تنها پروندههای واجد شرایط برای رسیدگی به دادگاه ارجاع شوند.
تحقیقات مقدماتی عموماً مربوط به دادسراست و فقط در چهار مورد خاص به دادگاه مربوط میشود. پس تحقیقات مقدماتی چیست؟ این مرحله معمولاً با دادسرا انجام میشود، در حالی که مرحله رسیدگی، یعنی محاکمه، همیشه با دادگاه است و دادسرا هرگز کسی را محاکمه و محکوم به مجازات نمیکند. دادسرا تنها تحقیقات مقدماتی را انجام میدهد و اگر تشخیص دهد که فرد مجرم است، پرونده را به دادگاه ارجاع میدهد تا محاکمه صورت گیرد.
حال، دادگاه ممکن است مجرم بودن فرد را تأیید کند یا نه و در صورت عدم تشخیص جرم، میتواند پرونده را مختومه اعلام کند. چهار مورد خاص که تحقیقات مقدماتی در آنها به دادگاه مربوط میشود، شامل جرائم منافی عفتی همچون زنا و لواط، جرائم تعزیری درجه 7 و 8، جرائم ارتکابی توسط افراد زیر 15 سال، و جرائم حوزه بخش است. در این موارد، تحقیقات مقدماتی و رسیدگی توسط دادگاه انجام میشود.
تحقیقات مقدماتی هدفش این است که یک پالایش انجام دهد و افرادی که واقعاً مجرم نیستند، از روند قانونی کنار گذاشته شوند. این مرحله به ما کمک میکند تا بفهمیم آیا فردی باید به محاکمه برود یا خیر. در نهایت، ما در تحقیقات مقدماتی هیچ فردی را محکوم نمیکنیم، بلکه فقط تعیین میکنیم که آیا شخص باید وارد مرحله محاکمه شود یا خیر. در مرحله محاکمه، اگر فرد مجرم تشخیص داده شود، دادگاه میتواند او را محکوم کند.
در مورد آینده اجرای حکم، اصولاً باید واضح باشد که اگر فردی به مجازاتهایی مانند شلاق یا حبس محکوم شده باشد، فرایند اجرا باید بر اساس قوانین و ضوابط مشخص انجام شود.
در آینده دادرسی کیفری، برخی قوانین شکلی وجود دارد که به هم مرتبط هستند. مثلاً در صورت صدور کیفرخواست یا قرار جلب دادرسی باید بدانید که اگر شاکی از شکایت خود صرفنظر کند، دیگر امکان پیگیری پرونده وجود ندارد و بهطور خلاصه، پرونده مختومه میشود. این به این معنی است که در جرائم قابل گذشت، گذشت شاکی باعث موقوفی رسیدگی میشود و دیگر نمیتوانیم متهم را مجازات کنیم.
موضوع دیگر که مربوط به موقوفی تعقیب است این است که دلایلی وجود دارد که دیگر توجیهی برای ادامه رسیدگی وجود ندارد. بهعبارت دیگر، ممکن است عواملی پیش بیاید که دیگر نیازی به پیگیری پرونده نباشد، مانند اینکه عمل مورد اشاره دیگر جرم محسوب نشود یا شرایطی به وجود بیاید که مشخص کند متهم موجه و مدلل و بی گناه است.
موقوفی تعقیب فقط تا پایان تحقیقات مقدماتی یا حداکثر قبل از تعیین وقت رسیدگی در دادگاه امکانپذیر است. پس از تعیین وقت رسیدگی، امکان موقوفی تعقیب وجود ندارد. به این ترتیب، منع تقیب به خصوص در مراحل اولیه قابل اعمال است و در واقع جایی کاربرد دارد که مشخص شود فرد متهم مجرم نیست.
حالا چند حالت مختلف وجود دارد. یک حالت این است که شاکی به دلیل عدم پرداخت مهریه از همسرش شکایت کرده است. در اینجا، عدم پرداخت نفقه جرم محسوب میشود، اما عدم پرداخت مهریه جرم نیست. بنابراین، در این مورد منعتقیب وجود ندارد.
حالت دیگری این است که شاکی ادعا کرده که مالش سرقت شده است، اما ممکن است مشخص شود که این مال در واقع متعلق به جایی دیگر بوده یا شاکی به اشتباه فکر کرده که دزدی اتفاق افتاده است. در این حالت، منع تقیب وجود ندارد زیرا جرمی واقعاً اتفاق نیفتاده است. بهعبارت دیگر، اگر مشخص شود که متهم مجرم نیست، منع تقیب صادر میشود.
پس از تعیین وقت رسیدگی در مرحله محاکمه، اگر دادگاه متوجه شود که طرف مجرم نیست، در این صورت حکمی به نام برائت صادر میکند. حکم برائت در مواقعی صادر میشود که تنها تفاوتش با منع تقیب در زمان صدور آن است. اگر منع تقیب در مرحله تحقیقات مقدماتی یا قبل از تعیین وقت رسیدگی صادر شود، در حالی که حکم برائت پس از تعیین وقت رسیدگی صادر میگردد.
«جلب به دادرسی» و «کیفرخواست» چیست؟ جلب به دادرسی به این معناست که پس از انجام تحقیقات مقدماتی متوجه میشویم که طرف مجرم است. در اینجا به این نتیجه میرسیم که متهم باید محاکمه شود و برای او جلب به دادرسی صادر میشود.
پس از صدور جلب به دادرسی، دادستان میتواند کیفرخواست صادر کند. کیفرخواست به معنای درخواست دادستان برای محاکمه و مجازات متهم است، و مشخصات و دلایل جرم در آن قید میشود. بنابراین، کیفرخواست زمانی صادر میشود که جلب به دادرسی وجود داشته باشد و دادستان تشخیص دهد که متهم باید محاکمه شود. کیفرخواست، در واقع خواسته دادستان برای مجازات متهم است.






